مطالعات راهبردی تعلیم و تربیت

مطالعات راهبردی تعلیم و تربیت

تاثیر بکارگیری نظریات یادگیری افلاطون در آموزش هنر در مقطع ابتدایی

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان
1 گروه آموزش هنر، دانشگاه فرهنگیان، صندوق تهران، - صندوق پستی 889-14665
2 کارشناسی رشته آموزش ابتدایی، پردیس نسیبه تهران، دانشگاه فرهنگیان
چکیده
آموزش هنر در دوره ابتدایی، نقشی کلیدی در رشد قوای شناختی، عاطفی و زیبایی‌شناختی کودکان و پرورش خلاقیت آنها ایفا می‌کند. در این خصوص، فیلسوفان بزرگی همچون افلاطون درطول تاریخ، نظریات مهمی در مورد ماهیت یادگیری و آموزش و پرورش ارائه کرده اند که می توانند نقشه راهی جهت طراحی و اجرای برنامه‌های آموزشی هنر در دوره ابتدایی باشد. این پژوهش بر آنست که به بررسی چگونگی به‌کارگیری نظریات یادگیری افلاطون، با تمرکز بر دو مفهوم کلیدی «مُثُل» و «تذکر»، در ارتقا اثر بخشی آموزش هنر دوره ابتدایی بپردازد. روش تحقیق به کار رفته، توصیفی-تحلیلی است که شامل بررسی دقیقِ کتابخانه ای مفاهیم و نظریات افلاطون در آثارش و منابع مرتبط با آموزش هنر است. یافته‌ها نشان می‌دهد که افلاطون، با وجود نقدهای شدید بر هنر به دلیل ماهیت تقلیدی و فاصله آن از حقیقت، به ظرفیت عظیم هنر در شکل‌دهی به شخصیت و روح اذعان کرده است. نتایج عملی این پژوهش شامل پیشنهاداتی برای معلمان ابتدایی است: پرورش درک زیبایی متعالی و ایده‌آل‌ها، استفاده از هنر برای خودشناسی و تذکر معنوی، آموزش اخلاق و فضایل، تقویت تفکر عقلانی و انتقادی، تأکید بر هماهنگی و تناسب، انتخاب دقیق محتوای هنری، ادغام هنر با سایر دروس و تمرکز بر فرآیند خلق و تجربه حسی.
کلیدواژه‌ها
موضوعات